شیخ بهایی
شیخ بهایی

محمد بن عزّالدین حسین (۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) متخلص به بهائی و معروف به شیخ بهائی و بهاءالدین عاملی، فقیه، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه در عصر صفوی بود. شیخ بهائی بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینههای مختلف تألیف کرده است. جامع عباسی و اربعین از جمله آثار اوست. آثاری نیز در معماری بر جای گذاشته که منارجنبان اصفهان، تقسیم زایندهرود اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، طراحی صحن و سرای حرم امام رضا(ع) به صورت یک ۶ ضلعی و نقشه حصار نجف، از آن جمله است. وی سفرهای بسیاری به نقاط مختلف دنیا کرد و سفر مشهوری نیز همراه شاه عباس صفوی با پای پیاده به مشهد داشته است.
🔴اطلاعات فردی:
نام کامل: محمد بن عزّالدین حسین
لقب: بهائی
تاریخ تولد: ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق
محل زندگی: بعلبک، جبل عامل، اصفهان، قزوین، هرات
تاریخ وفات: ۱۰۳۱ق
محل دفن: حرم امام رضا(ع)
شهر وفات: اصفهان
خویشاوندان سرشناس: پدرش حسین بن عبدالصمد حارثی، از نسل حارث هَمْدانی از اصحاب امام علی(ع)
🔴اطلاعات علمی:
استادان: ملا عبدالله یزدی، ملا علی مُذَهّب، ملا علی قائنی، ملا محمدباقر یزدی
شاگردان: محمدتقی مجلسی، محمد محسن فیض کاشانی، صدرالمتألهین شیرازی، سید ماجد بحرانی، ملا حسنعلی شوشتری، مجتهد کرکی، ملا صالح مازندرانی، نوه شهید ثانی و ملا خلیل بن غازی قزوینی
اجازه روایت از: حسین بن عبدالصمد حارثی (پدرش)
اجازه روایت به: ملا حسنعلی شوشتری
تألیفات: جامع عباسی، کشکول، موش و گربه، نان و پنیر و...
🔴فعالیتهای اجتماعی-سیاسی اجتماعی: شیخ الاسلام و امام جمعه اصفهان، معمار و طراح برخی آثار در اصفهان و نجف
او مقام شیخ الاسلامی بالاترین منصب رسمی دینی در حکومت صفویه را برعهده داشت. اقامه نماز جمعه اصفهان نیز برعهده او بود.
محمدتقی مجلسی، ملاصدرا، فیض کاشانی و ملاصالح مازندرانی از جمله شاگردان شیخ بهائی به شمار میروند.
زندگینامه
بهاءالدین عاملی در ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق در بعلبک به دنیا آمد.[۱] محل زندگی وی جُبَع یا جُباع،[۲] از روستاهای جبل عامل بوده است.[۳] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴ق)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی (متوفی ۹۶۶ق) بود.
نسب وی به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمؤمنین میرسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز شهرت دارد.
کودکی و جوانی

خانه منسوب به شیخ بهایی در اصفهان
یک سال بعد از تولد او در بعلبک، خانوادهاش به جبل عامل رفتند اما پس از شهادت شهید ثانی و احساس عدم امنیت در این شهر و نیز به دعوت و تشویق شاه طهماسب اول و علی بن هلال کرکی معروف به شیخ علی مِنشار، شیخ الاسلام اصفهان، از جبل عامل به ایران نقل مکان و در اصفهان ساکن شدند. خانواده او از نخستین علمای شیعه در جبل عامل بودند که در پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به ایران مهاجرت کردند.[۴]
بنابر نسخهای به خط شیخ بهائی که در ۹۶۹ق در قزوین نوشته شده، او هنگام ورود به ایران ۱۳ ساله بود،[نیازمند منبع] اما بعضی منابع او را در این زمان ۷ ساله دانستهاند.[۵] وی از هجرتش به ایران و ورودش همراه با پدر در دستگاه سلاطین صفوی اظهار ناخرسندی کرده است.[۶][یادداشت ۱] بعد از ۳ سال اقامت در اصفهان، شاه طهماسب اول به توصیه و تأکید شیخ علی منشار، عزّالدین حسین را به قزوین دعوت و منصب شیخ الاسلامی شهر را به او سپرد. شیخ بهائی نیز همراه پدرش به قزوین رفت و مدتی در آنجا اقامت و به تحصیل علوم مختلف پرداخت.[نیازمند منبع]
به نوشته شیخ بهائی،[۷] وی در سال ۹۷۱ق همراه با پدرش در مشهد بوده است.[۸] بعدها پدرش برای مدتی شیخ الاسلام هرات شد، اما وی در قزوین ماند و در ۹۷۹ق و ۹۸۱ق اشعاری در اشتیاق به دیدار پدر و شهر هرات برای او فرستاد.[۹] در سال ۹۸۳ق پدر شیخ به قزوین آمد و برای سفر حج از شاه اجازه خواست، شاه به خود او اجازه داد اما از همراهی بهاءالدین عاملی با پدر ممانعت و او را به ماندن در قزوین و تدریس علوم مکلف کرد.[۱۰]
همسر و فرزندان
همسر شیخ بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که پس از درگذشت پدر، کتابخانه نفیس ۴ هزار جلدی او را به ارث برد و شیخ بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه پس از وفات شیخ بهایی، به سبب اهمال در نگهداری از بین رفت.[۱۱] برخی بر این عقیدهاند از این که بهائی سی سال از عمر خود را به تنهایی در سفر گذرانده، میتوان حدس زد که فرزندی نداشته است. بیشتر منابع نیز فرزندی برای او معرفی نکرده و بعضی او را عقیم دانستهاند.[۱۲]
تحصیلات و اساتید
بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین بود که آن زمان حوزه علمی فعّالی داشت. پس از قزوین، در اصفهان به تحصیل خود ادامه داد. اولین و مهمترین استاد بهائی، پدرش بود که نزد وی تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و مقداری معقول خواند واز او اجازه روایت دریافت کرد.[نیازمند منبع]
استادان دیگر بهائی عبارتاند از:
ملاّ عبدالله یزدی؛
ملاّ علی مُذَهَّب؛
ملا علی قائنی؛
ملا محمد باقر یزدی؛
شیخ احمد گچایی؛
شیخ عبدالعالی کرکی (درگذشت ۹۹۳ق) فرزند محقق کرکی؛
محمود دهدار (درگذشت۱۰۱۶ق)؛[۱۳]
محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.[۱۴]
شاگردان
شهرت علمی و موقعیت اجتماعی بهائی موجب شد شاگردان بسیاری داشته باشد. امینی،[۱۵] سید محسن امین در اعیان الشیعه از سید نعمتالله جزایری نقل میکند که شاگردان شیخ بهایی درایام تعطیل از شیخ بیشتر بهره میبردند زیرا در این ایام شیخ برایشان از علوم مختلف، اخبار نادر، اشعار و حکایات برایشان نقل میکرد.[یادداشت ۲] کاملترین گزارش از اسامی شاگردان شیخ و راویان او را گردآوری کرده است. وی از ۹۷ نفر با ذکر منبع نام میبرد که مشهورترین آنها عبارتاند از:
محمدتقی مجلسی
محمد محسن فیض کاشانی
صدرالمتألهین شیرازی
سید ماجد بحرانی، که بر الاثناعشریة بهائی تعلیقه نگاشته است.[۱۶]
شیخ جواد بن سعد بغدادی معروف به فاضل جواد، شارح خلاصة الحساب و زبدة الاصول شیخ بهائی.
ملا حسنعلی شوشتری که در ۱۰۳۰ق از بهائی اجازه روایت دریافت داشته است.[۱۷]
ملا خلیل بن غازی قزوینی (متوفی ۱۰۸۹ق)
شیخ زین الدّین بن محمد نواده شهید ثانی
ملا صالح مازندرانی
رفیع الدین محمد نائینی مشهور به میرزا رفیعا[۱۸]
سفرها
شیخ بهایی در حیات خویش به سفرهای متعددی رفت:
سفر حج
بهائی پس از مدتی برای سفر حج، از شیخ الاسلامی کناره گرفت و مسافرت طولانی خود را آغاز کرد و در ۱۰۲۵ق به اصفهان بازگشت و از آن پس تا آخر عمر همراه شاه عباس بود. وی در این سفر، به عراق و حلب، شام و مصر و سَراَندیب (سِیلان)، حجاز و بیتالمقدس رفته و در سفر خود، توانست بسیاری از علما و بزرگان صوفیه را ببیند.[نیازمند منبع]
بهائی در سفرهای خود، ناشناس و در کسوت فقر و درویشی سیر کرده و با ارباب ادیان و مذاهب اسلامی به بحث و احتجاج پرداخته و در بعضی موارد تقیه میکرده است.[۱۹]
او در راه بازگشت از حج به تبریز رفت و حدود یک سال در آنجا ماند.[۲۰] وی سفری نیز به کَرْک نوح در جبل عامل داشته و در آنجا با شیخ حسن صاحب معالم (متوفی ۱۰۱۱ق) دیدار کرده است.[۲۱] از آثار وی چنین برمی آید که وی به شهرهای دیگری چون کاظمین، هرات، آذربایجان و قم و شیروان مسافرت کرده است.[۲۲]
سفر پیاده به مشهد
از سفرهای تاریخی شیخ بهائی، سفر پیاده او به مشهد است. بار اول، در ۲۵ ذیالحجه ۱۰۰۸ق بود. در این زمان، شاه عباس به شکرانه فتح خراسان، از طوس تا حرم امام رضا (ع) را پیاده رفت و شیخ بهایی نیز او را همراهی کرد.[نیازمند منبع] سه سال بعد، شاه عباس به سبب نذری که داشت دوباره با پای پیاده از اصفهان به مشهد رفت و ۳ ماه در این شهر ماند که در این سفر نیز شیخ بهائی همراه او بود.[۲۳]
موقعیت اجتماعی
انتصاب به مقام شیخالاسلامی
شیخ بهائی پس از مرگ پدرش در ۹۸۴ق، در بحرین[۲۴] به امر شاه طهماسب به هرات رفت و به جای او به شیخ الاسلامی هرات منصوب شد. این اولین منصب رسمی وی بود.[۲۵]
پس از وفات پدر همسرش (شیخ علی منشار) در همان سال، شیخالاسلام اصفهان شد. حکم شیخ الاسلامی او را شاه اسماعیل دوم (حک: ۹۸۴–۹۸۵) یا شاه محمد خدابنده صفوی (حک: ۹۸۵–۹۹۵) صادر کرد. عدهای گفتهاند شاه عباس اول که در ۹۹۶ق به حکومت رسید، فرمان شیخ الاسلامی او را صادر کرده است.[۲۶]
این منصب مورد رضایت و علاقه او نبود و همچنان گرایش به عزلت داشت و در زهد و درویشی به سر میبرد،[۲۷] حتی پیوسته سعی در کنارهگیری و استعفا از شیخ الاسلامی داشت و به گزارش بعضی منابع برای مدتی از این مقام کناره گرفت.[نیازمند منبع]
نقل میکنند، بهائی گذشته از شیخ الاسلامی، منزلت و قرب خاصی در دربار صفوی داشت و در دانش، تقوا، کفایت و کاردانی مورد اعتماد شاه عباس اول و طرف مشورت او قرار میگرفت. به نوشته اسکندر منشی،[۲۸] شاه از محضر بهائی بهره میبرد و وجود او را بسیار مغتنم میشمرد، تا آنجا که پس از بازگشت بهائی از سفر طولانی، به استقبال او آمد و ریاست علمای ایران را به او پیشنهاد کرد که بهائی نپذیرفت.[۲۹] شاه در امور شرعی خانوادگی نیز به وی رجوع میکرد.[۳۰]
اقامه نماز جمعه
بهائی اقامه نماز جمعه اصفهان را بر عهده داشت.[۳۱]
مذهب و مشرب شیخ بهائی
شیعه بودن شیخ بهایی را باتوجه به تعلق او و خانوادهاش به شیعیان جبل عامل و نیز تالیفهای بسیارش در فقه و معارف شیعی غیرقابل تردید دانستهاند. از شاخصترین این آثار قصیده معروف «وسیلة الفوز و الامان» او در مدح امام زمان(عج) و نیز صلوات مشهوری است که برای ۱۴ معصوم ساخت و با عبارت «اللهم صل و سلم و زد و بارک علی صاحب الدعوة النبویة» شروع میشود و آن را خدام بقاع متبرکه در مراسم اعیاد در آستان قدس رضوی و حرم حضرت معصومه(س) و مذکّران شیعه در دیگر مجالس مذهبی میخوانند.[۳۲][یادداشت ۳] بهاءالدین عاملی در اشعار عربی خود علاوه بر اظهار ارادت و اخلاص کامل به ائمه شیعه و اشتیاق به زیارت قبور ایشان،[۳۳] در مواردی از مخالفان آنها تبری جسته است.[۳۴]
محمدامین محبّی[۳۵] و احمد خَفاجی[۳۶] بر این باورند که بهائی تسنّن خود را از شاه عباس اول که شیعه بود، پنهان میکرد و او را تنها به سبب افراطی که در محبت ائمه شیعه داشته است، شیعه شمردهاند.[۳۷] احتمالاً مهمترین سبب این اشتباه، مشی و سلوک خود بهائی است که وی در سفرهای خود تقیه میکرد و به سبب مشرب عرفانی خود، با هر ملتی به اقتضای مذهب ایشان رفتار مینمود.
بعضی علمای شیعه بر تسامح بهائی در برخورد با مذاهب دیگر ایراد گرفته و در توثیق او تردید کردهاند،[۳۸][یادداشت ۴] ولی مسلّم است که شیخ بهائی فقیه شیعی معتدلی بوده و به شیوه قدما، به اقوال و آثار عامّه نظر داشته است؛ برای نمونه، بر کشاف زمخشری حاشیه نوشته و حاشیهاش بر تفسیر بیضاوی علیرغم ناتمام ماندن، از بهترین حواشی این تفسیر شمرده شده است.[۳۹]
از سوی دیگر، بهائی در کسوت فقر و درویشی بوده و علیرغم آمد و شد به دربار صفوی، مشرب تصوف و عرفان داشته و به همین خاطر مورد توجه منابع صوفیه قرار گرفته و گاه یک صوفی تمام عیار معرفی شده است. معصوم علیشاه،[۴۰] بهائی را همراه با بسیاری از بزرگان شیعه چون میرداماد، میرفندرسکی، ملا صدرا، مجلسی اول و فیض کاشانی، به سلسله نوربخشیه و نعمت اللهیه منتسب کرده است. آنچه بیش از هر چیز تصوف بهائی را قوت بخشیده، کلمات و اشعار خود اوست. او در آثار خود از محیی الدین ابن عربی با عباراتی مانند جمال العارفین، شیخ جلیل، کامل، عارف و واصل صمدانی تجلیل کرده است.[۴۱] از این رو، بعضی علمای شیعه نیز بر او به دلیل تمایلش به تصوف و بعضی موارد دیگر ایراد گرفتهاند.[۴۲]
بهائی بیش از سایر علما و فقهای امامیه تمایل به عرفان داشته است. به گفته علامه مجلسی، وی اهل چلهنشینی و ریاضات شرعی بوده و به شاگرد خود محمدتقی مجلسی تعلیم ذکر داده است.[۴۳] با این همه، در بعضی منابع به بیزاری بهائی از صوفیان و دراویش زمان خود و آداب و عقاید ایشان اشاره شده است.[۴۴] خود بهائی نیز در داستانِ رمزیِ گربه و موش[۴۵] و در اشعارش، از صوفیان ریاکار انتقاد شدیدی کرده است. از این رو از بعضی علمای شیعه در دفاع از بهائی و عدم انتساب او به تصوف اصطلاحی، شواهدی نقل شده است.[۴۶]هم چنین از برخی سرودههای او نقد جدی به فیلسوفانی چون ارسطو و بوعلی و بسنده کردن به فقه و اصول خالی از عشق و معرفت مشهود است. در ابیاتی از نان وحلوایش میگوید:
چند و چند از حکمت یونانیان؟
حکمت ایمانیان را هم بدان
چند زین فقه و کلام بیاصول
مغز را خالی کنی، ای بوالفضول
صرف شد عمرت به بحث نحو و صرف
از اصول عشق هم خوان یک دو حرف
دل منوّر کن به انوار جَلیّْ
چند باشی کاسه لیس بوعلی؟
سروَر عالم، شه دنیا و دین
سُؤْر مؤمن را شفا گفت ای حزین
سؤر رسطالیس و سؤر بوعلی
کی شفا گفته نبیِّ منجلی؟
سینهٔ خود را برو صد چاک کن
دل از این آلودگیها پاک کن
[۴۷]
مقام علمی
شیخ بهایی در تمام علوم رسمی زمان خود دست داشت و در شماری از آنها منحصر به فرد بود. او در حوزه معارف دینی و علوم اسلامی استاد بود. در سلسله اجازات روایی، از محدثان امامی برجسته قرن یازدهم به شمار میرود و طرق بسیاری از اجازات محدّثین در قرون اخیر به او و از او به پدرش و شهید ثانی منتهی میشود.[۴۸]
مطهری براین باور است که شیخ بهایی واقعا فوقالعاده بوده و در همه رشتهها ( ادبیات، تفسیر، ریاضی، فقه، حکمت و فلسفه) سری داشته و در همه این رشتهها کتاب نوشته، اما خودش جملهای دارد که میگوید: «غَلَبْتُ عَلی کلِّ ذی فُنونٍ وَ غَلَبَ عَلَی کلُّ ذی فَنٍّ» یعنی با هر آدم ذیفنونی که مثل خودم در همه فنون وارد بود نبرد کردم بر او پیروز شدم، ولی با هر فردی روبرو شدم که متخصص در یک رشته بود شکست خوردم. همه چیز میدانسته ولی در هیچ رشتهای متخصص نبوده است. [۴۹] وی از ۲۵ سالگی در تفسیر قرآن به خوض و تدقیق پرداخته و آن را اشرف علوم دانسته است.[۵۰] مهمترین کوشش بهائی، ارائه توجیه و تعلیلی در مورد وضع معانی جدید برای تقسیمبندی احادیث از سوی متأخران است. به گفته وی، وقوع فاصله زمانی بین متأخرین و سلف صالح و احتمال از میان رفتن کتب اصول اخبار، و اشتباه بین احادیث مورد اعتماد قدما با غیر آن، و بهطور خلاصه انسداد طرق تشخیص احادیث مورد وثوق قدما، باعث شد تا متأخران به وضع معانی جدید برای اصطلاحاتی چون صحیح، حَسَن و موثّق دست یازند و ملاک جدیدی برای تمیز اخبار ارائه دهند. وی همچنین به ریشههای تقسیمبندی قدما و تعریف آنان از صحیح و حسن و موثق اشاره میکند.[۵۱]
گذشته از علوم و معارف اسلامی، مهمترین حوزه فعالیت علمی بهائی، ریاضی و سپس معماری و مهندسی بوده و در جغرافیا و نجوم نیز تبحر داشته است.
آثار مکتوب

نرمافزار مجموعه آثار شیخ بهایی، تهیهشده در مرکز کامپیوتری نور
او یکی از پرکارترین علمای جهان اسلام از نظر تألیف و تنوع در آن بوده است. تعداد تألیفات او را با توجه به رسالهها و تحشیهها و تعلیقهها، ۱۲۳ عنوان دانستهاند. با توجه به گستره دانش شیخ بهایی، آثار او در زمینههای متنوعی هستند و از فقه، علوم قرآنی، ادعیه و مناجات، اصول اعتقادات گرفته تا حکمت و فلسفه و حتی ریاضیات و علوم غریبه را شامل میشوند. از جمله آثار مشهور او میتوان به جامع عباسی اشاره کرد که او این کتاب را به درخواست شاه عباس اول، درباره احکام فقهی و به زبان فارسی نگاشت. این اثر ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به شمار میرود و برخی از صاحبنظران از آن به عنوان اولین دوره فقه غیراستدلالی به زبان فارسی یاد میکنند که به صورت رساله عملیه نوشته شده است. کشکول شیخ بهایی نیز ازآثار مشهور اوست.
آثار معماری
آثار معماری و مهندسی شیخ بهایی را از حیث انتساب میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
آثاری که نسبت آنها به او قوی است، مانند اثر مهندسی تقسیم آب زایندهرود برای ۷ ناحیه از نواحی اصفهان که خصوصیات آن به تفصیل در سندی که به طومار شیخ بهائی شهرت دارد آمده است.
آثاری که به گزارش منابع به بهائی منتسب است، مانند:

گنبد مسجد امام اصفهان
طراحی کاریز نجف آباد معروف به قنات زرینکمر
تعیین دقیق قبله مسجد امام اصفهان
طراحی نقشه حصار نجف
طراحی و ساخت شاخص ظهر شرعی در مغرب مسجد امام اصفهان و نیز در صحن حرم حضرت رضا(ع)
طرح دیواری در صحن حرم حضرت علی(ع) در نجف به قسمی که زوال شمس را در تمام ایام سال مشخص میکند
طراحی صحن و سرای مشهد به صورت یک ۶ ضلعی
اختراع سفیدآب که در اصفهان به سفیدآب شیخ معروف است
ساختن منارجنبان اصفهان
طراحی گنبد مسجد امام اصفهان که صدا را ۷ مرتبه منعکس میکند
ساختن ساعتی که نیاز به کوک کردن نداشت.[۵۲]
آثاری که انتساب آنها به شیخ بهائی بعید است و بیشتر نبوغ و شخصیت نادر بهائی دستمایه انتساب این خوارق عادات و افسانههای تاریخی به وی شده است، مانند حمّام معروف شیخ بهائی در اصفهان که میگویند مدت زیادی آب آن تنها با نور شمعی گرم بوده است.[۵۳]
آثار ادبی
شیخ بهایی اشعار بسیاری به فارسی و عربی سروده است که بیشتر آنها در کتاب کشکول آمده است و مضامینی عرفانی و صوفیانه دارد. کلیات اشعار فارسی او شامل غزلیات، مثنویات (نان و حلوا، شیر و شکر، نان و پنیر)، قطعات، رباعیات، مُستَزاد و مُخَمَّس توسط سعید نفیسی در ۱۰۳ صفحه، اولین بار در ۱۳۱۶ش به چاپ رسید. گفته شده این کلیات ناقص بوده و شامل کلیه اشعار فارسی نبوده، اشعار عربی را ندارد و همچنین انتساب بعضی از اشعار آن به بهایی، جای تردید دارد.[۵۴] گفته شده اشعار بهایی شباهت بسیاری به مثنوی جلال الدین بلخی دارد.[۵۵]
بهاءالدین عاملی در مثنوی فارسی شیر و شکر برای اولین بار در شعر فارسی، بحر «خَبَب»، رایج در اشعار عربی و ناآشنا در فارسی را به کار برده است.[۵۶] مخمس معروف «تمنای وصال» با مطلع «تا کی به تمنای وصال تو یگانه» از اشعار اوست.
اشعار عربی وی را نخستین بار شیخ محمدرضا فرزند شیخ حر عاملی جمعآوری کرده و بعدها به صورت کامل چاپ شده است. مشهورترین شعر عربی بهایی قصیدهای با عنوان «وسیلة الفوز و الامان فی مدح صاحب الزمان» در ۶۳ بیت است.[۵۷] آغاز قصیده این است:
سَرَي البَرقُ مِن نَجدٍ فَجَدّدَ تَذکاري
عُهُودا بِحُزْوي وَالعُذَيبِ وَذي قارِ
وَهَيَّجَ مِن اَشواقِنا کُلَّ کامِنٍ
وَاَجَّجَ في اَحشائِنا لاعِجَ النّارِ
خليفةِ ربِّ العالَمينَ فَظِلُّهُ
علي ساکِنِ الغَبراءِ مِن کُلِّ دَيّارِ
هُوَ العُروةُ الوُثقَي الَّذي مَن بِذَيلهِ
تَمَسَّکَ لا يَخشي عَظائِمَ اَوزارِ
شباهنگام، از کرانهی افقِ نَجْد، برقی درخشیدن گرفت و خاطرات دوستان (حُزوي) و (عُذيب) و (ذي قار) را به يادآورد.
- درخشيد و شوقهای نهفتهی ما را برانگیخت و آتش بر افروختهی عشق را برافروختهتر ساخت. (مهدی)، خلیفهی پروردگار جهانیان است، که همواره سایهی او بر همهی ساکنان گیتی دامن گسترده است.
- او محکمترین دستاویز است که هر کس چنگ در دامن او زند از بارهای سنگین شداید و گناهان بیم نخواهد داشت. [۵۸]
بهایی آثاری نیز در نثر فارسی دارد که مهمترین آنها به زبان فارسی کتاب «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» است. شیخ در این اثر بعضی موضوعات و مسائل عرفانی و صوفیانه را به شیو ه رمز و تمثیل آورده است. موش و گربه در واقع شامل انتقادات بهایی به تصوف دروغین و صوفی نمایان است.[۵۹] کتاب بهایی از یک سو متأثر از موش و گربه منظوم عبید زاکانی و از سوی دیگر تأثیرگذار در رساله منثور جواهر العقول منسوب محمد باقر مجلسی (چاپ ۱۳۲۴ق) است.[۶۰]
وفات

قبر شیخ بهایی در حرم امام رضا(ع)
بهاءالدین عاملی چند روز قبل از مرگ با جمعی از همراهان و شاگردان خود به زیارت قبر بابا رکن الدین شیرازی، به اصفهان رفت و مکاشفهای برایش روی داد که از آن نزدیک بودن مرگش را استنباط کرد. محمدتقی مجلسی،[۶۱] که خود از همراهان شیخ بوده، این مکاشفه را گزارش کرده است.[۶۲]
بهائی از آن پس خلوت گزید و بعد از ۷ روز بیماری، در اصفهان از دنیا رفت و طبق وصیتش او را به مشهد انتقال دادند و در مَدْرس سابق خودِ او در پایین پای امام رضا(ع) به خاک سپردند.[۶۳]نمازی در مستدرک سفینة البحار وفات شیخ بهایی را روز ۴ شوال سال ۱۰۲۹ق دانسته است.[۶۴]
اسکندر منشی،[۶۵] وقایعنگار روزانه شاه عباس، و نیز مظفر بن محمدقاسم گنابادی، منجم معروف آن عصر، در تنبیهات المنجمین[۶۶] که چند ماه پس از مرگ بهائی نوشته، سال وفات شیخ بهایی را ۱۰۳۰ق ذکر کردهاند.[۶۷] اما نظام الدین ساوجی، شاگرد بهائی و تمامکننده جامع عباسی، وفات وی را در ۱۰۳۱ق ذکر کرده است[۶۸] و بسیاری از تذکرهنویسان از وی پیروی نمودهاند.[۶۹]
مجموعه تلویزیونی
شیخ بهایی، نام یک مجموعه تلویزیونی درباره زندگی شیخ بهایی به کارگردانی شهرام اسدی است. این سریال، روایتگر زندگی شیخ بهایی در دو بخش نوجوانی و کهنسالی است. این سریال در ۱۷ قسمت ۵۰ دقیقهای از شبکه دوم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.

پوستر سریال شیخ بهایی با حضور علی نصیریان در نقش شیخ.
برداشت از:
ویکی شیعه:
https://fa.wikishia.net/view/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C
برای مشاهده منابع، پانویس ها و یادداشت ها به این نشانی مراجعه کنید.
